فرهنگ و هنر

صفحه اول     اخبار      جغرافیا       تاریخ      مقالات     موسیقی       عکس       گوناگون      سایتهای بلوچستان       تازه ها       فهرست کل مطالب      دنیای سایتها

 

سیری در فرهنگ مردم سرباز 2

 

   در اين منطقه مردم باور دارند كه اگر كسى بر روى يك سگ آب بريزد، روى دستهاى او زگيل در مى ‏آید. در شب نبايد كسى ناخن‏هاى خود را بگيرد. اگر بر پشت كسى جارو بزنند، سرانجام او يك دزد مى ‏شود. اگر كسى به مسافرت برود، تا زمانيكه به مقصد خود نرسيده است، خوب نيست كه حياط منزل را جارو بزنند زيرا فردى كه در راه است دچار مشكل خواهد شد - اگر روسرى (سريگ) زنی از سرش بيفتد حتماً مسافرى خواهد آمد. اگر پلك چشم كسى بلرزد باز هم مسافرى در راه است. اگر كسى دچار سكسكه بشود منظورش اين است كه كسانى دارند او را ياد مى ‏كنند و نام او را بر زبان مى ‏آورند. اگر دو عدد پارچ آب، طورى بيفتد كه درست مقابل هم قرار بگيرند، منظورش اين است كه دو نفر دعوا خواهند كرد. اگر يك مرغ ماكيان مثل خروس قوقولى قوقو كند، بايد آنرا كشت زيرا در غير اين صورت بدشگون است و ....

 

ترانه هاى عاميانه:

 

زهيروك و ليكو: ليكو و زهيروك آوازهايى هستند كه در فراق بستگان نزديك مثل پدر و مادر و برادر و خواهر و همچنين دوست و معشوق و حتى دورى از وطن، ارائه مى ‏گردند. زهير معنى ياد، دلتنگى و آرزوى ديدار توأم با اندوه را داراست و به معنى غمناك و دلگير نيز آمده است.

موتک: تنها اختصاص به مراسم ترحيم دارد. محتواى متن اين آواز، شامل مناقب مرحوم بوده و تألّم ناشى از ترحيم را بيان مى‏كند و در حقيقت موتق نوعى مرثيه است.

شعر: شعر كه در زبان بلوچى به آن شَيْر مى ‏گويند عبارت از آوازى است كه مضمون متن آن را، داستانهاى حماسى، عشقى، وقايع تاريخى و رويدادهاى اجتماعى، پند و اندرز و ... تشكيل مى‏دهد. شاعر (شاهر) كسى است كه شَيْر را با ساز و آواز اجرا مى ‏كند. شاعر(خواننده) را پهلوان نيز مى ‏گويند.

 شعر حماسى ) مير قنبر - چاكر - گوهرام - حضرت ادهم

شعر تاريخى) جنيدخان - دادشاه بلوچ

 شعر عشقى )عزت و ميرك - شيخ مريد وهانى

 شعر اجتماعى ) ميرپسند خان - مرادخان.

 

چوگان: وقتى كه نوزادى به دنيا مى ‏آيد، خويشان ، همسايگان و دوستان زائو در ساعات شب و گاهى در طول شب، در خانه زائو گرد مى ‏آيند و براى صحت و سلامتى اين دو و عرض تبريك و تهنيت به منسوبانش، اشعارى را كه حاوى ستايش خدا، رسول خدا، صحابه كرام و بزرگان دين است، با آواز مى ‏خوانند كه به چوگان يا شپ تاكى معروف هستند. چوگان مخصوص پسر به موضوعاتى از قبيل مردانگى و جنگاورى اشاره دارد و چوگان مخصوص نوزاد دختر، ناظر به وفادارى و پاكى همسر و مادر است.

 

آوازهاى مراسم عروسى: شامل نازينك و لادو و هالو هستند. نازينك به معنى ستايش و ستودن است. منظور از اين مفهوم در درجه اول ستودن عروس و داماد است. نازينك در اين مواقع خوانده مى ‏شود : موقع استحمام داماد، بعد از استحمام در جايگاه داماد، هنگامى كه عروس و داماد بر تخت نشسته‏اند و موقع مراجعت و بردن داماد نزد عروس . لادو و هالو مثل نازينك به مراسم عروسى اختصاص دارند، فرق اين دو آواز در اين است كه لادو را بعد از استحمام داماد مراجعت او به جايگاه مخصوص مى ‏خوانند حال آنكه هالو را از جايگاه مخصوص داماد تا محل استحمام او و به هنگام استحمام اجرا مى ‏كنند. هالو مختص حنابندان نيز هست ولادو در شب شش زايمان هم خوانده مى ‏شود.

 

موسيقى : موسيقى بلوچى را كه اصلاً مستقل از موسيقى هند و پاكستان بوده است صاحب نظران از درخشان‏ترين موسيقى‏هاى بومى جهان شناخته ‏اند و به حق موسيقى بلوچ نه فقط آهنگهاى ملتى سلحشور و مهربان، بلكه موسيقى تاريخ رنجهاى آسياست، با ملودى ‏هاى توفان در باغ، يا آتش در چادر صحرانشينان، شعله ور از بوسه ‏هاى وداع و جنگ و خون و مويه و نعره ‏هاى اعصار است. موسيقى بلوچستان مثل زبان بلوچى، به علت دور افتادگى از مناسبات اجتماعى سهل ‏الوصول ميان ديگر مناطق ايران، مصون از آميزشهاى بى رويه، دست نخورده و سالم باقى مانده است.

 

 آلات موسيقى عبارتند از:

 

قيچك يا سرود: از سازهاى اصيل سنتى است كه در تمامى نقاط بلوچستان، ترانه‏ هاى محلى را با آن مى ‏نوازند. ساختمانش مثل كمانچه است با اين تفاوت كه كاسه ‏اى به بزرگى سه تار و دسته‏اى كوتاه دارد. داراى چهار تا شش سيم است. در هنگام نواختن، كاسه سرود بطور عمود روى زانو قرار مى ‏گيرد و آرشه يا كمانگ بطور افقى با سيم تماس پيدا مى ‏كند.

 

تنبورگ: شباهت زيادى به سه تار دارد، تنبورك فقط سه سيم دارد و روى دسته آن بر خلاف سه تار، پرده ها مشخص نيست. تنبورگ براى آكورد گرفتن و همراهى كردن با سازهاى ديگر مناسب است. در زمان استفاده، با دست راست دخمه مى‏زنند و دست چپ روى دسته كار مى ‏كند.

 

بينجو: هنگام نواختن بينجو، يك سر آن را روى زانو و سر ديگرش را روى زمين مى ‏گذارند و با دست راست دخمه مى ‏زنند و با دست چپ پرده مى‏گيرند. هر پرده بوسيله يك دكمه فلزى گرفته مى‏شود و با كم و زياد كردن فشار انگشتان روى اين دكمه ‏ها، هر نت طنين دلكشى مى ‏يابد.

 

دهل يا دُكّور: دكّور تقريباً شبيه ضرب است ولى تفاوت آن با ضرب اين است كه ضرب را از يك سو مى ‏زنند و دهل يا دكّور را از هر دو طرف، و ضربه هايى را كه به ضرب مى ‏زنند، ظريف تر از ضربه‏ هايى است كه به دهل مى ‏زنند. دهل نواز را دكّورى مى ‏نامند. دهل را اكثراً در مراسم عروسى مى‏ نوازند.

 

كوزه: جنس آن از سفال است. در هنگام نواختن مقدارى آب در داخل آن مى ‏ريزند و آنگاه با دست و يا با دمپايى به دهانه آن مى ‏كوبند.

 

دينبوك: از دهل كوچكتر و دراز تر و به شكل خمره است و فقط با دست نواخته مى ‏شود. 

 

سورنا: از سورنا در مراسم مذهبى، به همراهى دهل بزرگ و تمبوك استفاده مى‏ شود.

 

نى يا نل: كه همان نى چوپان است و معمولاً در سه اندازه اصلى يافت مى ‏شود . از نى در اجراى آهنگهاى زهيروك استفاده مى ‏شود. گاه از اين ساز، براى درمان بيماريهاى روانى و روحى نيز استفاده مى‏ شود.

 

پزشكى عاميانه

 

درمان بوسيله گياهان داروئى: هم اكنون نيز بسيارى از بلوچها جهت معالجه بيماريهاى خود، از تجربه بزرگترها استفاده مى ‏كنند و با استفاده از داروهاى گياهى كه آنان سفارش مى ‏دهند ، به معالجه بيماريهاى خود مى ‏پردازند .

 

داغ كردن: براى معالجه بيمارانى كه : خوره مى‏گيرند - داخل شكم پارگى يا كوفتگى دارند - در مورد شكستگى دنده ‏ها - كسانيكه سر درد در اثر باد نزله دارند - بيمارى قولنج - بيمارانى كه زرده دارند، ا ز داغ كردن كه معمولاً بوسيله ميخ ته گرد صورت مى ‏گيرد، استفاده مى ‏كنند.

 

پوست كردن: در اين روش بيمار را داخل پوستى كه از بز يا گوسفند تازه ذبح كرده خارج كرده ‏اند، مى ‏گذارند هر چه كه پوست رطوبت و تازگى خود را از دست مى ‏دهد به بدن شخص بيمار فشار زيادى وارد مى ‏آورد كه توأم با احساس درد و ريزش عرق است و در اثر عرق كردن، تب مريض فروكش مى ‏كند. و آنگاه پوست را از بدن بيمار خارج مى ‏سازند.

 

گرفتن ناف افتاده: در اين بخش مردم اعتقاد دارند در صورتيكه كسى بار سنگينى را از زمين بلند كند دچار شكم درد شديدى خصوصاً در ناحيه ناف خواهد بود. براى درمان چنين بيمارى، كسانى وجود دارند، كه در گرفتن ناف، مهارت زيادى دارند. طرز كار آنها بدين صورت است كه ابتدا فرد مبتلا به درد را خوابانده و شكم او را با استفاده از روغن، با دست مالش مى ‏دهند كه اين مالش توأم با فشار شديد است. بعد از مالش، يك خمير كوچكى از آرد را بر روى ناف او قرار داده و پارچه كوچكى را بر روى آرد آتش زده و يك ليوان را بصورت وارونه روى آتش طورى قرار مى ‏دهند كه آن آتش و آرد، درست در داخل ليوان قرار گيرد. در اين صورت ليوان طورى بر روى شكم مى‏چسبد كه كنار زدن آن مشكل است. مردم اعتقاد دارند كه اين ليوان با فشارى روى شكم مى ‏آورند، ناف افتاده را بلند مى ‏كند ، ضمن اين كار، در از بين بردن دردهاى شكم بسيار كار ساز است. در بعضى از روستاها بجاى ليوان از يك ظرف آلومينيومى بنام گُوَلَتْ استفاده مى ‏كنند.

 

شكسته بندى: در صورتى كه دست يا پاى كسى بشكند، او را نزد فردى بنام مسّا مى ‏برند . مسّا نيز بعد از مالش دست يا پاى شكسته با روغن، محل شكسته شده را زرد چوبه يا هَلِگدار مى ‏مالد. ولى از گچ استفاده نمى ‏كند، بلكه با استفاده از شاخه ‏هاى درخت خرما، چند تكه چوب مساوى را با پارچه يا ريسمان بافته شده از موى بز، به هم محكم مى بندد. و آنگاه اين چوبهاى بسته شده را دور تا دور محل شكسته شده مى ‏بندد كه اين چوبها، نقش گچ را ايفا مى ‏كنند و مانع از تكان خوردن محل شكسته شده مى ‏گردند. بعد از يك هفته يا بيشتر و كمتر اين چوبها را باز مى ‏كنند و محل آسيب ديده ترميم مى ‏شود. لازم به توضيح است كه بعضى از مسّاهاى ماهر، كارهايى را كه حتى پزشكان از آن عاجز بوده ‏اند، با كمال سادگى انجام داده ‏اند.  

 

اندريگ: چنانچه كسى دچار جن گرفتگى شود و تمامى بدن او كرخت شده و قادر به انجام كارها و تكان دادن اندامهاى بدنش، و حتّى سخن گفتن نباشد، او را پنهان و يا به اصطلاح محلّى »اَنْدَر« مى ‏كنند. و به هيچكس به جز، خويشان بسيار خصوصى او نظير پدر و مادر، اجازه ديدن او را نمى ‏دهند و در اين مدت كسى كه براى چنين كارهايى مهارت دارد به معالجه او مى ‏پردازد و دعاهايى را مى ‏خواند و ماده‏ اى سياه رنگ بنام شِركيگ را به دور ابروها و چشمان او مى ‏مالد و غذاهاى خاصى را به او مى ‏دهند تا اينكه بهبود يابد. قابل ذكر است كه امروزه به دليل گسترش ارتباطات و پيشرفتهاى علوم پزشكى، بسيارى از اين روشهاى درمان ، متروك گشته است، هرچند كه بطور محدود در بعضى از جاها وجود دارند.

 

 

ارتباط با پیام بلوچ

 

 

Hit Counter